جزییات خبر

ایثارنوشت های مردمی

هادی صمدی فر اینگونه از ایثار نوشت:

(دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷) ۰۹:۳۵

سال 95 بود که ببه شیراز سفر کرده بودم. چند روزی را به دلیل کارهای اداری و استخدامی که باید صورت می گرفت آنجا ماندم.

سال 95 بود که ببه شیراز سفر کرده بودم. چند روزی را به دلیل کارهای اداری و استخدامی که باید صورت می گرفت آنجا ماندم. یکی از همین روزها برای عیادت یکی از اقوام به بیمارستان رفتم. هنگام ورود به بیمارستان، مقابل درب ورودی خانمی نظرم را جلب کرد، او همانطور که اشک می ریخت گفت: پسرش نیاز به خون دارد تصمیم گرفتم که بروم و اعلام کنم که می خواهم خون خود را به کودک این مادر اهدا کنم.




پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید