جزییات خبر

بسیج رسانه است؛ درآمدی بر نگاه رسانه ای به بسیج

(شنبه ۳ آذر ۱۳۹۷) ۱۱:۳۲

مقاله با طرح موضوع «بسیج، رسانه است» ادعا دارد که نفس وجود بسیج چه در ساحت سامانه فرهنگی و چه در ساختار سازمانی، کارکرد «رسانه ای» دارد. اهمیت توجه به این موضوع، به نقش رسانه در تغییرات اجتماعی برمی گردد. بسیج با کارکرد رسانه ای می تواند در سیاست گذاری ها مورد توجه واقع شود و اهداف کلان خود را از این منظر پی بگیرد. برای روشن شدن مفهوم رسانه از این منظر به تشریح مختصر و تعریف موجز رسانه و کارکرد و نظریه هایی که رسانه ها در قالب آنها فعالیت می کنند خواهیم پرداخت

مقاله با طرح موضوع «بسیج، رسانه است» ادعا دارد که نفس وجود بسیج چه در ساحت سامانه فرهنگی و چه در ساختار سازمانی، کارکرد «رسانه ای» دارد. اهمیت توجه به این موضوع، به نقش رسانه در تغییرات اجتماعی برمی گردد. بسیج با کارکرد رسانه ای می تواند در سیاست گذاری ها مورد توجه واقع شود و اهداف کلان خود را از این منظر پی بگیرد. برای روشن شدن مفهوم رسانه از این منظر به تشریح مختصر و تعریف موجز رسانه و کارکرد و نظریه هایی که رسانه ها در قالب آنها فعالیت می کنند خواهیم پرداخت، آن گاه جایگاه بسیج را به عنوان یک پدیدۀ اجتماعی با کارکرد رسانه ای، و مؤلفه های آن را مورد بررسی قرار خواهیم داد. این نوشتار در پی اثبات و ارائه دلیل برای استفادۀ رسانه ای از بسیج نیست، بلکه بر آن است که این ایده را در سطح صاحب نظران مطرح کند که بسیج کارکرد رسانه ای دارد.

به آسانی نمی توان پیرامون کارکرد پدیده های اجتماعی و ابزارهایی که در انتقال ایده و پیام های پدیده ها مؤثرند سخن گفت. اجتماع حاصل حضور افراد است. پس همان گونه که در مورد افراد، نیات، تفکرات، عملکرد و آیندۀ آنها نمی توان به آسانی سخن گفت، سخن گفتن در خصوص اجتماع نیز به مراتب سخت تر و دشوار تر خواهد بود. یکی از راه های بررسی کارکردهای پدیده ها در اجتماع، اهداف و شکل گیری و عملکرد گذشتۀ آنهاست؛ یعنی آن گونه که بوده اند، پیامدهای تصمیم، اقدام و فعالیت های آنها.

بسیج به عنوان «پدیده ای» اثر گذار برآمده از انقلاب اسلامی نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ لذا برای شناخت تاثیرات آینده آن باید با مراجعه به اهداف و عملکرد گذشته آن قضاوت کرد. در ماده 35 فصل چهارم اساسنامه واحد بسیج مستضعفین در خصوص هدف از تشکیل بسیج چنین آمده است: «هدف از تشکیل واحد بسیج مستضعفین ایجاد توانایی های لازم در کلیه افراد معتقد به قانون اساسی و اهداف انقلاب اسلامی به منظور دفاع از کشور، نظام جمهوری اسلامی و همچنین کمک به مردم هنگام بروز بلایا و حوادث غیرمترقبه با هماهنگی مراجع ذی ربط می باشد». (ترابی و روحی، 1379، ص44)

حضرت امام در این خصوص می فرمایند: «ملتی که در خط اسلام ناب محمدی  صلی الله و علیه و آله  و مخالف با استکبار و پول پرستی و تحجرگرایی و مقدس نمای است، باید همۀ افرادش بسیجی باشند و فنون نظامی و دفاعی لازم را بدانند، چرا که در هنگامۀ خطر ملتی سربلند و جاوید است که اکثریت آن آمادگی لازم رزمی را داشته باشد». (امام خمینی، 1379، جلد 21، ص195)

بر هیچ کس پوشیده نیست که امروز یکی از ابزارهای مبارزه بین تمدن تکنولوژیک غرب و جهان اسلام، «رسانه» است؛ لذا شناخت و بهرمندی از رسانه در مبارزه با ظلم و جور مستکبران جزء نیازهای دفاعی به حساب می آید. رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیانی شفاف فلسفۀ وجودی بسیج را این گونه شرح می دهند: «بسیج، یعنی حضور بهترین و بانشاط ترین و با ایمان ترین نیروهای عظیم ملت در میدان هایی که برای منافع ملی، برای اهداف بالا، کشورشان به آنها نیاز دارد،... بسیج به معنی حضور و آمادگی در همان نقطه ای است که اسلام و قرآن و امام زمان (ارواحنافداه ) و این انقلاب مقدس به آن نیازمند است. » (موسسه فرهنگی قدر ولایت، 1382، ص 47-45 )

لذا بسیج و بسیجیان باید هم در شناخت خود و در ساختار و سازمان و سامانۀ فرهنگی، فکری بسیج تفکر کنند و هم در شناخت رسانه و کارکردهای آن این نیاز از چهار منظر مورد توجه است و هر کدام با توجه به تأثیر گذاری خاص خود، از اهمیت ویژه ای برای برنامه ریزی در خصوص آن برخوردارند :

1: بسیج، خود یک «رسانۀ میان مردمی» است.

2: در بسیج چه در حوزۀ سازمان و چه در بعد فکری و اندیشه «رسانه » وجود دارد و نیاز به تعمیق و توسعه بخشی در تمام سطوح و ابعاد آنها حس می شود.

3: رسانه های جمعی بیرون از حوزۀ ساختار و سازمان بسیج وسایلی هستند که بسیج باید از آنها از یک سو برای سازماندهی آنها در ارتش بیست میلیونی و از سویی در جهت تحقق اهداف کلان نظام بهره برداری کند.

4: دشمنان انقلاب اسلامی همواره از رسانه به عنوان ابزار نبرد در حوزۀ افکار عمومی بهره گیری می کنند. این مسئله برای بسیج به عنوان برترین نیروی حافظ ارزشهای انقلاب اسلامی و مدافع فرهنگ و تمدن ایران اسلامی و جغرافیای اقلیمی آن مهم است و برخورد مناسب با آن جزء وظایف وی به حساب می آید.

این مقاله در پی آن است که با بررسی تعاریف و نظریه های رسانه ای و ارتباط جمعی به بررسی کارکرد رسانه ای بسیج بپردازد. به همین منظور ابتدا با آشنایی مختصری از رسانه و سیر تحول آن از رسانه های سنتی تا رسانه های نوین، نظریه های ارائه شده در خصوص ارتباطات و رسانه ها نیز به صورت موجز ارائه و سپس به بررسی موضوع «بسیج، رسانه است» پرداخته می شود. به اعتقاد نویسنده کارکرد رسانه ای بسیج یک نظریه است که می تواند مورد نقد، تحلیل و بررسی قرار گیرد تا در صورت اثبات توانایی رسانه ای بتوان برای آن اهداف و ماموریت تدوین و برنامه ریزی کرد.

رسانه یا وسایل ارتباط جمعی

تعریف رسانه به صرف و ریخت نگری و بدون توجه به نگاه جامعه شناختی آن، که موجب تاثیر گذاری و تاثیر پذیری منشور گونه ای را فراهم می سازد میسر نیست. با نگاه به نظریه های ارتباطی در حوزۀ علوم ارتباطات و دیدگاههای جامعه شناسان در این خصوص، باید گفت رسانه از نگاه صاحب نظران هنوز واجد تعریف جامع و مانع نشده است. “رسانه” اسم آلت است از مصدر “رسانیدن” و به معنی “وسیلۀ رسانیدن” است و در اصطلاح علوم ارتباطات اجتماعی، مقصود از “رسانه” وسیلۀ رساندن پیام از پیام دهنده به پیام گیرنده است. (زورق، 1368، ص194 )

تعریف رسانه از روی اولین و ساده ترین مدل ارتباطی آن، همان چیزی است که وسیله یا عامل شرایط ساز بین فرستندۀ پیام و گیرندۀ پیام تواند بود و پیام از طریق یا به وسیله آن ارسال می شود. «بسیاری نیز براثر گذاری وسیلۀ انتقال پیام بر فرایند ارتباطی سخن به میان آورده اند. لیکن در این تاثیر، حّدی است و نباید چندان بر آن تأکید شود که در ورطۀ ماده گرایی گرفتارآییم. » (ساروخانی، 1379، ص39 )

در نتیجه رسانه وسیلۀ ایجاد ارتباط یا همان انتقال پیام است اما وسیله ای است که در فرایند انتقال پیام می تواند تأثیر گذار هم باشد که میزان و چگونگی تأثیر آن مسلماَ جای بحث جدی دارد. در این خصوص، از یک سو جامعه شناسان و از سویی سیاست ورزان فلسفه گرا از منظرهای مختلف آن را مورد بررسی و تحلیل قرار داده اند که همه جای تأمل جدّی دارد؛ منتهی این وسایل امروز ایجاباَ جزء زندگی ما شده اند و فرض جدایی از آنها ناممکن نیست، اما به صورت جمعی نزدیک به ناممکن می نماید. برای شناخت بهتر و بیشتر ابزار یا وسایل ارتباط جمعی یا همان رسانه می توان آنها را به رسانه های سنتی، مدرن و نوین تفکیک کرد.

رسانه های سنتی

نگاه به گذشته نه چندان دور، روشن گر مسیر طی شده در زندگی ای است که با وسایل ارتباط جمعی خاص خود شکل گرفته و بر آن سامانه، جهان امروزین ما به سامان رسیده است. شاید بتوان برای جوامع مختلف وسایل و ابزار های رسانه ای دیگری نیز سراغ کرد؛ اما در تاریخ فرهنگی، اجتماعی ایران اسلامی «عمده ترین مراکز ارتباطات سنتی عبارتند از: مساجد، تکایا و حسینیه ها، مجالس روضه خوانی و وعظ و خطابه، حوزه های علمیه، بازارها، قهوه خانه ها، زورخانه ها، عتبات متبرکه، حمامهای عمومی، میدانگاهها و بازارچه ها محلی، کاروان سراها و نیز شب نشینی ها و دید و بازدید های دوره ای میان افراد خانواده، دوستان یا اهالی یک محل و منطقه. هر کدام از این مراکز در طول تاریخ، کارکرد های خاص خود را داشته اند و در عین حال، بسیاری مواقع به ویژه در مقاطع حساس تاریخی، به صورت یک شبکۀ ارتباطی مشترک عمل کرده اند. شاید بیشترین پیوند و ارتباط را بتوان بین مراکز ارتباطی مذهبی از قبیل حوزه های علمیه، مساجد، تکایا و مجالس وعظ و خطابه با “بازار” یافت که در طول ادوار مختلف به دلایل فرهنگی، اقتصادی و سیاسی نه تنها سست نشد، بلکه مستحکم تر نیز گردیده است. حتی از نظر جغرافیایی نیز معمولا ترکیب بازار، مسجد و تکیه و حتی مدارس و حوزه های علمیه در یک مجموعه قرار داشته است. (فرقانی، 1382، ص76 -75)

این نوع رسانه ها و ابزارهای ارتباطی در جامعه، هنوز در فرایند زندگی اجتماعی ما وجود دارند و البته با تغییرات جزئی و متناسب با زمان، از ویژگی های منحصر به فردی برخوردار می باشند که می توان آنها را به شرح ذیل برشمرد:

«1- ارتباطات سنتی، عمدتا میان فردی و چهره به چهره است و از عمق، قدرت و تأثیرگذاری بیشتری بر مخاطب برخوردار است؛

2- در ارتباطات سنتی، ارتباط گر غالبا در معرض دید و در دسترس مخاطبان است؛

3- شخصیت، خصوصیات فردی و رفتاری، صدا و حالات چهره و قیافه در ارتباطات سنتی، نسبت به ارتباطات نوین نقش تعیین کننده تری در موقعیت یا عدم توفیق ارتباط دارد؛

4- در ارتباطات سنتی از ابزار های تکنولوژیک و پیچیده یا استفاده نمی شود و یا استفاده محدودی به عمل می آید؛ بنابراین به طبیعت زندگی انسانی نزدیک تر است؛

5- واژگان و فرهنگ بیان، در ارتباطات سنتی به فرهنگ توده بسیار نزدیک است و معمولا از فرهنگ نخبگان فاصله دارد؛

6- ارتباط گران سنتی غالبا با مردم، در کنار آنها و در پیوند و ارتباط مستقیم با توده ها به سر می برند؛

7- منابع شبکۀ ارتباط سنتی، کمتر از ارتباطات نوین، با منافع هیئت حاکم و بخش دولتی پیوند خورده؛ بنابراین از قید نظارت، سلطه و توقعات این بخش آزاد است و می تواند در صورت لزوم افشا گری کند و واقعیتها را بگوید؛

8- تعدد و تنوع و در عین حال غیر رسمی بودن مراکز و نهاد ها و نیز ارتباط گران سنتی، امکان اعمال کنترل و سانسور را بر آنها کاهش می دهد؛

9- پیامهای شبکۀ ارتباطات سنتی ازحیث شکل و محتوا به زبان و درک مردم نزدیک تر است؛

10- محتوای پیامهای ارتباطات سنتی؛ به طور عمده ریشه در فرهنگ، باورها، اعتقاد ات، ارزشها وهنجار های جامعه داردوبه همین دلیل راحت تروسریعترجذب وپذیرفته می شود؛

11- حضور برخی از عناصر و ارتباطات سنتی در میان مردم و در خصوصی ترین محافل آنها همچون: خانه ها، مراسم عقد و عروسی، طلاق، هفته خوانی و نیز جلسات طرح مسائل شرعی، به این شبکه قدرتی فوق العاده بخشیده است، به طوری که بسیاری از مردم، آنها را محرم راز های زندگی خود می دانند؛

12- احساس نوعی اطمینان و اعتماد نسبت به صحّت پیامهای این شبکه و نیز صراحت این پیامها که مبتنی بر اعتقادات و سنّت هاست و هم با مشاهدات و تجربه های تاریخی مخاطبان هماهنگی دارد، پذیرش پیامهای آن را ممکن تر و گسترده تر می سازد؛

13- ارتباط گران، نهادها و پیامهای ارتباطات سنتی، در طول یک و نیم قرن اخیر، بسیاری اوقات یا در تعارض با ساختار و نظام قدرت مستقر در جامعه بوده یا دست کم با آن از در سازش وارد نشده اند و یا خود را از آن برکنار داشته اند و همین امر آنها را از وجاهت و مشروعیت برخوردار ساخته است؛

14- عامل انسانی، احساسات و عواطف و در نتیجه تحریک پذیری و نشان دادن واکنش های سریع و آنی در ارتباطات سنتی، نقش غالبا برجسته ای دارند و به همین دلیل از این شبکه به منظور بسیج عمومی در مواقع لازم و نیز در زمینه امور توسعه می توان استفاده کرد؛

15- پایگاهها و نهاد های ارتباطات سنتی، اغلب چند منظور ه اند و برای امور و مقاصد مختلف مورد استفاده قرار می گیرند، از مسجد و تکیه گرفته تا قهوه خانه، بازار و... ؛ بنابراین آنها نهاد های نخبه گرا و مردم گریز نیستند، بلکه بسیاری اوقات، پناهگاه، استراحتگاه، یا محل دستیابی به آرامش، تجدید قوا و دیدارهای رودرو هستند؛

16- تبلیغ در ارتباطات سنتی غالبا مستقیم و صریح صورت می گیرد و از صفات ارزشی در آن به وفور استفاده می شود. افراد و اشیا در ارتباطات سنتی ممدوح اند یا مذموم، مشروع اند یا نامشروع، سیاه اند یا سفید و معمولا «حد وسط» در آن به ندرت وجود دارد. » (همان، ص127-125)

رسانه های مدرن

رسانه های مدرن عموما متعلق به دوران پس از رنسانس است، هر چند برخی از آنها ریشه در سنت نیز دارند و شاید بتوان آنها را بین سنت و مدرنیته جای داد. اما به عنوان مثال کتاب را از آن جهت جزء رسانه های مدرن می دانند که با اختراع چاپ، استفاده از کتاب عمومیت یافت والّا نفس وجود کتاب متعلق به دوره های نه چندان نزدیک زندگی بشر است. به هر جهت کتاب، مطبوعات (روزنامه ها، مجلات و... ) رادیو، تلویزیون، سینما و ویدئو از مهم ترین وسایل ارتباط جمعی مدرن محسوب می شوند. ویژگی های عمدۀ این وسایل ارتباط جمعی عبارتند از:

1- نیاز به مشارکت گروهی در تولید و سازمان و محل مشخص؛

2- دربرگیری مخاطبان عمده نسبت به وسایل ارتباطی سنتی؛

3- سرعت انتشار؛

4- دربرگیری و انتقال حجم زیادی از اطلاعات؛

5- امکان حمل و نقل و جابه جایی (فیلم، کتاب و مطبوعات)؛

6- ماندگاری پیام (کتاب، فیلم و مطبوعات )؛

7- قابلیت نظارت و کنترل.

رسانه های الکترونیکی نوین یا تله ماتیک (Telematic)

«رسانه های تله ماتیک نتیجۀ آخرین انقلاب تکنولوژیک بوده و می روند تا جای تلویزیونی را که ما می شناسیم و به آن خو گرفته ایم بگیرند. این واژه مجموعه ای از پیشرفتهای تکنولوژیکی را در بر می گیرد که در قلب آن واحد نمایشگر (صفحۀ تلویزیون) مرتبط با یک شبکۀ کامپیوتری قرار دارد. آنچه گاه “رسانه نوین” خوانده می شود و طی دهۀ هشتاد پدیدار شده، در حقیقت مجموعه ای است از تکنولوژی الکترونیکی گوناگون با استفاده های مختلف که هنوز در سطح وسیع به عنوان رسانۀ جمعی جانیافتاده و فاقد تعریفی روشن از فایده و کارکرد خود هستند.

پاره ای از این تکنولوژی ها عبارتند از : انتقال (با کابل یا ماهواره)، مینیاتوری کردن، ذخیره کردن و بازیابی، نمایش بر صفحه (با استفاده از ترکیبات انعطاف پذیر متن و گرافیک) و کنترل (توسط رایانه). ویژگی های این رسانه ها برخلاف رسانه های قدیمی چنین است : عدم تمرکز (درواقع؛ مثل سابق، انتخاب و ارائه مطالب عمدتاً در دست عرضه کنندۀ ارتباط نیست)، ظرفیت بالا (انتقال به کمک کابل یا ماهواره محدودیتهای پخش زمینی را پشت سر می گذارد)، فعالیت متقابل (دریافت کننده می تواند انتخاب کند، پاسخ دهد، مکالمه کند و مستقیما به دیگر دریافت کنندگان وصل شود) و بالاخره، انعطاف پذیری شکل، محتوا و کاربرد.

رسانۀ تله ماتیک نوین، علاوه بر شتابی که به گسترش رادیو و تلویزیون های معمولی داده، به دو شکل به عموم عرضه شده است، تله تکست(TeleText) و ویدئوتکست(VideoText). اولی اطلاعات زمینه ای زیادی را از طریق پخش از بالای جو برای تکمیل برنامه سازی تلویزیونی متعارف بر روی گیرنده های مخصوص می فرستد. این گیرنده ها بیننده را قادر می سازد که با ارادۀ خود برنامۀ دلخواه خویش را برصفحه آورد. در دومی، هر کاربردی که به یک پایانه و یک صفحۀ نمایشگر تلویزیون مجهز باشد از راه سیم به مجموعۀ بزرگ تر و متنوع تری از اطلاعات ذخیره شده در کامپیوتر وصل می شود و این امر به او توانایی می دهد که از این مراکز سئوال کند و با آن مشاوره نماید. خدمات ارتباطی متقابل متنوعی هم امکان پذیر می شود از جمله: نوعی ارتباط بصری بین مراکز و نقاط پیرامونی و از نظر اصولی بین همۀ آنهایی که به یک شبکه (معمولاَ تلفنی) واحد وصل اند. ویدئو تکست را همچنین می توان با گیرنده های کاملاَ مجهز به یک مخزن مطالب چاپ شده نیز متصل کرد. » (مک کویل، 1382، ص 40-39)

اجتماع، پدیده ها و تأثیرها

جامعه برآمدگاه پدیده های مختلف در روابط انسانی است که همواره مورد مطالعه بوده و روابط و تأثیرات و چگونگی آنها مورد بررسی قرار گرفته است. «مطالعۀ جامعه و تحولات آن حداقل تا اندیشه های سیاسی و اجتماعی یونان باستان قابل پیگیری است؛ می توان توجه فلاسفه ای چون افلاطون و ارسطو در یونان تا آبای کلیسا و اندیشمندان قرون وسطی در اروپا و نیز فلاسفه و اندیشمندان شرق به ویژه در عصر زرین تمدن اسلامی و سپس توجه اندیشمندان اروپایی پس از نوزایی را به پدیده های اجتماعی و تلاش برای تبیین مشکلات اجتماعی و حل آنها دید. با وجود این، مطالعه “علمی” پدیده های اجتماعی، همراه با تمایل به کاربست نظام مند روش شناسی آگاهانه و شبیه به اصول مورد توجه در علوم طبیعی، پدیده ای متأخر تلقی می شود و سرآغاز آن را معمولا سدۀ نوزدهم میلادی می دانند. متفکرانی چون آگوست کنت، سن سیمون، کارل مارکس، امیل دورکیم، ماکس وبر و... در دورانی آکنده از تنشهای اجتماعی کوشیدند با مفهوم بندی های جدید و تأسیس رابطۀ علّی میان پدیده های مختلف، به قانون مندی های عام یا جهان شمول و یا حداقل نوعی برسند و به این ترتیب حیات اجتماعی را تبیین کنند. » (مشیرزاده، 1381، ص22)

ارتباطات نیز از پدیده های مهم و تاریخی در روابط اجتماعی است که همواره توجّه اندیشمندان را به خود جلب کرده است؛ چرا که «واقعیت آن است که ارتباطات به معنای مبادلۀ اطلاعات و پیام رسانی، در عرصه های علم و تکنولوژی، اقتصاد و تجارت، فرهنگ و سیاست، جوهرۀ اصلی را تشکیل می دهد. بنابراین، بحث و کنکاش درباره ابعاد مختلف آن، اعم از مفاهیم و مصادیق، مفید و کارگشاست». (حشمت زاده، 1379، ص17)

در حوزۀ علوم اجتماعی به دلیل اینکه متغیّیرها برآمده از رفتار انسان در دو جایگاه است  نخست در جایگاه انسانی کنش گر در جامعه و دوم در نقش و جایگاه اجتماعی خود که در روانشناسی اجتماعی روشن شده و رفتار و کنش دیگری دارد که متفاوت از رفتار او در جایگاه کنش گر فردی است  حکم قطعی و جزمی صادر نمی شود؛ چون، همین انسان در دو جایگاه دارای شرایطی است که می تواند در مقابل واکنشهای مختلف یا فعل و انفعالات گوناگون پاسخهای مختلف و گوناگون بدهد. پس تاثیر متقابل فرد و جامعه، جامعه بر فرد و پدیده های اجتماعی بر کلیّت جامعه، کلیّت جامعه بر پدیده های اجتماعی نیز از موارد پیچیده و تودرتویی است که هر چند مطالعات گسترده، عمیق و پیچیدۀ فراوانی پیرامون آن انجام می شود، اما نتایج آن یکسان نیست. بر این مبنا، در خصوص رسانه و ارتباطات رسانه آی نیز دیدگاه های مختلف و متعددی ارائه شده است که به اختصار به برخی از آنها خواهیم پرداخت تا در تبیین موضوع اصلی مقاله ما را یاری کند.

دگرگونی اجتماعی و رسانه

رسانه ، به خصوص در هویت مدرن و نوین که توانایی انتقال حجم وسیعی از اطلاعات را در واحد زمانی اندک به دیگر نقاط دارد و از طرفی همین امکان، اشتغال و درگیری انسان نسبت به رسانه را مضاعف می سازد، متأثر از جامعه است یا جامعه متأثر از آن است؟ از نگاهی دیگر «آیا رسانه ها علت دگرگونی های اجتماعی هستند یا معلول آن؟» (مک کویل، 1382، ص141)

اگر به این پرسش، پاسخ روشن و ساده داده شود. بحث مهمی از مشکلات «مدیریت رسانه» را حل خواهد کرد. اما «هیچ پاسخ ساده ای برای این سؤال در دست نیست و نظریه های گوناگون از انواع روابط سخن گفته اند. » (همان، ص141)

البته دیدگاه های مختلفی وجود دارد که به ظاهر هر کدام از زاویه ای خاص موضوع را مورد بررسی قرار داده اند، اما نباید تصور کرد که اولاً؛ همۀ جوانب را پوشش داده اند و دوماً؛ به حوزۀ دیگر نظریه ها وارد نشده اند یا به تعبیر دیگر، نظریه ای مستقل ارائه کرده اند، بلکه هم پوشی هایی در آنها ملاحظه می شود که گاه دو نظریه را به قدر وسیعی به هم نزدیک می سازد.

دیدگاه وابستگی متقابل

این دیدگاه بر این باور است که جامعه زمینه های لازم را برای پاسخ از سوی رسانه را فراهم می سازد و رسانه هم بنا به وجود نیاز، خود را مجهز به ابزار و امکانات پاسخگویی می کند و از سویی وقتی رسانه نیاز جامعه را پاسخ می دهد، احساس توقع را هم در جامعه دامن می زند و این حرکت به شکل متقابل تداوم دارد. به این ترتیب جامعه مطالبه برای اطلاعات و تفریح، منابع ریالی و زمانی برای رشد صنایع رسانه ای و همچنین حس و حال اجتماعی، فرهنگی و هنری که لازمۀ آن آزادی عمل است را تولید می کند. در مقابل، ارتباطات جمعی دگرگونی را برمی انگیزد و مطالبات برای خدمات رسانه ای را سرعت بخشیده، در ایجاد فضای مناسب تر فرهنگی و سیاسی که مورد نیاز خود رسانه هم هست سهیم می شود. «گابریل تارد» جامعه شناس فرانسوی در این خصوص می گوید: «پیشرفتهای تکنولوژیک، روزنامه را امکان پذیر ساخت، روزنامه باعث شکل گیری جمع های مخاطب به صورت گسترده تری گردید و آنها با وسعت دادن به وفاداری های اعضای شان، شبکۀ گسترده ای از گروه بندی های متداخل به وجود آوردند. » (همان، ص143)

دیدگاه جامعۀ توده وار و قدرت

این نظریه با تکیه بر توانایی و قدرت حاکمان بر رسانه؛ یعنی قدرت اعمال زور و فدرت اقتصادی برای تامین منابع مالی رسانه، حرکت جامعه را در دست دارند، از این منظر، رسانه ها به شیوه ای انحصاری مدیریت و کنترل می شوند و وسیلۀ اصلی «سازمان دادن مردم در جمع هایی مثل مخاطبان، مصرف کنندگان، بازارها و انتخاب کنندگان می باشند. » (همان، ص123)

این نظریه قائل است که رسانه ها صدای قدرت و عامل ایجاد رضایت و اطمینان خاطر در جامعه اند و نه تنها شکل دهندۀ عقیده و باور در مردم اند که عامل هویت بخشی به افراد نیز هستند.

دیدگاه مارکسیستی و قدرت

در دیدگاه مارکسیستی رسانه ها ابزار کنترل طبقۀ سرمایه دار حاکم هستند. پس موضوع کنترل، اساس این نظریه است و آن را در شأن طبقۀ حاکم سرمایه دار می داند. از این ایده برمی آِید که لزوماً وسایل ارتباط جمعی باید در اختیار و مالکیت طبقۀ مرفّه باشد و طبیعتا در خدمت منافع همان طبقه به کار گرفته شود. ایدئولوژی آلمانی مارکس می گوید: «طبقه ای که ابزار تولید مادی را در دست دارد در عین حال بر ابزار فکری هم نظارت می کند؛ یعنی افکار آنها را که فاقد ابزار تولید فکری هستند نیز تحت نفوذ می گیرد. بنابراین همان طور که به عنوان یک طبقه حکمروایی می کند و سرنوشت یک دوران یا عصر را رقم می زند، بدیهی است که در میان سایر چیز ها، تولید و توزیع افکار عصر خود را نیز زیر نظر بگیرد. پس افکار حاکم دوران، همان افکار طبقۀ حاكم است». (همان، ص124)

دیدگاه کارکردگرای ساختی و قدرت

این نظریه هر چند در ظاهر دیدگاه خود به مسئله قدرت نپرداخته، اما از آنجا که تأکید بر “نیاز به هدایت، کنترل و انسجام درونی نظامهای اجتماعی” دارد، به نوعی اعمال قدرت را به رسمیت شناخته است. لذا برای رسانه ها در جامعه های پیچیده، نقش ضروری در فرایندهای راهنمایی و کنترل اجتماعی قائل است و نوع نقش و شیوۀ اجرا را به نوع جوامع می سپارد. در نظامهای اقتدارگرا، از رسانه به مثابۀ ابزار فرماندهی، اخطار و کنترل آشکار استفاده می شود، اما در نظامهای لیبرال دموکرات، به نظر می رسد ابزار کنترل ماحصل اهداف رقابتی گروههای دارای سازمان و نیازها و انتخابهای افراد است و به نوعی در این ایده، انعطاف وجود دارد اما در پاسخ به سؤال مهمی چون چگونگی رابطۀ بین قدرت و رسانه، پاسخی ندارد و گویی می خواهد بر پیچیدگی این رایطه به علاوه رابطه و تأثیر جامعه بر یکدیگر تأکید کند. از این نظریه برمی آید که هر چه پیامگیران بیشتر برای دریافت اطلاعات به منابع رسانه های جمعی وابسته باشند و در جامعه نیز حالت بی ثباتی و بحران حکمفرما باشد، قدرت رسانه ها افزایش بیشتری خواهد یافت.

دیدگاه «مردم و نظام» محور

مردم مخاطب اصلی صاحبان قدرت و قدرت داران مخاطب اصلی مردم می باشند. اگر بین این دو منبع مخاطب که جایگاه آنها همواره در حال جایگزینی است؛ یعنی مردم مخاطب نظام و نظام مخاطب مردم  گاهی این منبع پیام است و آن مخاطب و گاهی آن منبع پیام است و این مخاطب  عامل و مؤثری به نام رسانه واقع شود و منافع دو طرف را مدّنظر داشته باش، نظریۀ دیگری پدید می آید که تاکنون به این شکل طرح و اجرا نشده است.

در این نظریه لزوما باید قدرت داران و مسؤلان نظام، برآمدۀ از مردم باشند. البته اگر این اتفاق صوری باشد، تحقق واقعی آن مشکلات اساسی خواهد داشت. از این رو، این دیدگاه در نظامهایی قابل اجرا است که مردم، شکل دهندۀ واقعی حوزه های قدرت در نظام باشند و مسئولان نظام در حوزه های قدرت نیز در جهت اهداف مردم اعمال قدرت کنند. پروفسور حمید مولانا واضع این ایده است و این مدل را برای رسانه های نظام جمهوری اسلامی پیشنهاد داده است. این نظریه، نظریۀ تازه طرح شده ای است که باید پیرامون چگونگی کارکرد دقیق آن بررسی های کاربردی صورت پذیرد و پذیرش اعمال آن نیز در دستور کار رسانه ها قرار گیرد.

تغییر اجتماعی

افق پیش روی بشر، در ساحت کلی، افقی پرامید و رو به آسایش و آرامش و امنیت است، هر چند بشر در گیرودار زندگی روزمرّۀ خود غافل مانده و از آن آینده بی خبر باشد. انقلاب اسلامی ایران نیز زاییدۀ همین امید است؛ انقلابی که در اندیشه و فکر ذات و فطرت انسانها را مخاطب قرار داده و آنها را نسبت به این آینده، حسّاس و خبردار می سازد؛ در نتیجه تحول و تغییر اجتماعی، خصیصۀ ذاتی انقلاب اسلامی است.

بسیج در ساحت فکر و اندیشه، حامل، ناقل، مروّج، توسعه بخش و تداوم دهندۀ آرمان انقلاب اسلامی و در حوزۀ ساختار و سازمان نیز مأمور به دفاع از ارزشهای آن است. در تغییرات اجتماعی «حتی آنهایی که به یک عامل خاص توجه دارند به این امر معترفند که دگرگونی اجتماعی همیشه حاصل چند عامل به هم پیوسته یا مجموعه ای از عوامل است که همزمان و به صورت متقارن عمل می نمایند و هر کدام نیز متقابلا بر روی هم اثر می گذارند». (روشه، 1375، ص40)

بسیج به عنوان ستون فقرات انقلاب اسلامی  چه به عنوان نیروی اجتماعی، چه به عنوان رسانه ای میان مردمی و چه به عنوان عامل اصلی در بازدارندگی دفاعی و...  هر چند جزء عوامل مؤثر در تغییرات اجتماعی آینده است، خود نیز متأثر از عوامل دیگر خواهد بود. پس شناخت خود_ بسیج _ عوامل مؤثر دیگر در تغییرات اجتماعی، که یکی از اثر گذارترین آنها رسانه است، می تواند جهت و جهش دهنده باشد. این به معنی ایجاد زمینه های لازم برای ایجاد شرایط تغییر است؛ «شرایط تغییر، عناصری هستند مناسب یا نامناسب که اثر یا اثرات یک یا چند عامل را فعال تر یا کندتر، شدیدتر یا ضعیف تر می کند. (همان، ص32 )

صاحب نظران حوزه تغییرات اجتماعی از عوامل مختلفی نام برده اند که عمده ترین آنها عبارتند از: جمعیت، تکنیک، مذهب، جغرافیا، اقتصاد و فرهنگ. در این میان برخی بر این باورند که بعضی از این عوامل زیر مجموعه ای از همان فرهنگ هستند. «تکنولوژی، عنصری است از فرهنگ؛ زیرا پیشرفت تکنولوژی کاملا وابسته است به پیشرفت علم، و در این زمینه جامعه شناسی علم، کاملا نشان داده است که پیشرفتهای علمی وابسته به ارزشها و جهان بینی خاص و در رابطه با جهت یابی های مذهبی یک جامعه است» (همان، ص58)

ما در این نگاه، کاری با اختلاف نظرها بر سر جایگاه عوامل در نسبت با یکدیگر نداریم، بلکه دنبال این هستیم که تصویر روشنی از تأثیر گذاری عوامل را در ذهن تداعی نماییم تا با در نظر گرفتن کارکردهای هر کدام در نسبت با اهداف آرمانی انقلاب، نقش و جایگاه بسیج را بهتر بشناسیم تا با آگاهی بهتر به تحّرک و کنش لازم پرداخته شود.

بسیج، رسانه است

برای شفاف شدن مفهوم و منظور از این موضوع  بسیج، رسانه است  لازم است نگاهی مجدد به رسانه و تعریف آن بیندازیم. در تعریف ساده؛ رسانه یعنی ابزار، وسایل یا امکاناتی که موجبات انتقال پیام از سوی منبع به مخاطب را فراهم سازد. اما «مارشال مک لومان» نیز تعریفی ظریف و شاید تکان دهنده از رسانه دارد: «رسانه یعنی همان پیام». همان گونه که قبلا ذکر شد «بسیاری نیز بر اثرگذاری وسیلۀ انتقال پیام بر فرایند ارتباطی سخن به میان آورده اند. لیکن، در این تأثیر حّدی است و نباید چندان بر آن تأکید شود که در ورطۀ ماده گرایی گرفتار آییم». (ساروخانی، 1379، ص39)

لذا می توان نتیجه گرفت که: (1: رسانه وسیله یا ابزار پیام است، 2: رسانه در فرایند انتقال پیام می تواند تأثیر بگذارد و 3: رسانه خود پیام است. با این توضیح، رسانه هم با منبع پیام (تولید پیام) مرتبط است، هم در چگونگی پیام مؤثر است و هم می تواند خودش به خودی خود پیام باشد. از طرفی، رسانه در متن زندگی مخاطب است؛ محل کار، محل زندگی خانوادگی، محل تفریح و ورزش و....

چگونگی انتقال پیام

«در تعریفی بسیار موجز، لاندبرگ، شراگ و لارسن، ارتباط را عبارت از انتقال معانی یا پیام از طریق نمادهایی چند می دانند. به نظر این سه دانشمند، زمانی که انسانها از طریق نمادهایی چند به تأثیر بر یکدیگر می پردازند، در ارتباط با یکدیگر قرار گرفته اند. همین تعبیر، با کاربرد مفهوم پیام با معنایی مشخص به جای نماد در تعریف ذیل از ارتباط آمده است: ارتباط را می توان جریانی دانست که در طی آن دو نفر یا بیشتر به تبادل افکار، نظرات، احساسات و عقاید خود می پردازند و از طریق به کار بردن پیامهایی که معنایش برای کلیۀ آنها یکسان است. به انجام این امر مبادرت می ورزند. از جانب دیگر، چارلز کولی به عنوان یکی از معتبرترین محققان این رشته، ارتباط را مکانیسمی می داند که از خلال آن روابط انسانها برقرار می شود و بسط می یابد. تمامی نمادهای ذهن، به همراه وسایل انتقال آنان در فضا و حراست از آنان در زمان در محدودۀ ارتباط جای می گیرند. پس ارتباط، انتقال پیام به دیگری و اساس شکل گیری جامعه است». (همان، ص 21-19)

برآمدگاه پیام

پیام از کجا به وجود می آید و خاستگاه آن کجاست؟! برای شناخت و درک بهتر موضوع، پیامها را به طور کلی به چند دستۀ مشخص تقسیم می کنیم که قراردادی است بین ما و مخاطب؛ 1: پیامهای هنری، 2: پیامهای علمی، 3: پیامهای اقتصادی، 4: پیامهای اجتماعی.

این پیامها را به شکلی دیگر نیز می توان تقسیم بندی کرد:

1- پیامهایی که می خواهند رخ دهند(رویدادهای آینده)؛ پیامهایی هستند که توسط تصمیم سازان در حوزه های مختلف هنری، علمی، اقتصادی و اجتماعی در مرحلۀ تصمیم گیری اند. بنابراین، یک مرحله از خاستگاه پیامها “تصمیم سازان هستند.”

2- پیامهایی که اتفاق افتاده است(رویدادهای گذشته و جاری یا حال)؛ توسط عاملان اجرایی که شامل تمام حوزه های نام برده در فوق می شود.

3- پیامهایی که پیامد تصمیمات و اجرا بوده است؛ بازخوردها بازتابها که در مرحلۀ بعد از تصمیم و اجرا قرار می گیرد و شامل تمامی حوزه های نام برده نیز می شود.

با این تعاریف، پیام ها اصولاً برآمده از مجموعه ها و مراکز ذیل می باشند:

الف) مجموعه های تصمیم ساز، مثل مجلس، هیئت دولت، قوۀ قضائیه، وزارتخانه، اتحادیه ها، احزاب، گروه ها و... (سیاستگذاریها، برنامه ریزیها و... )؛

ب) مراکز علمی، تجاری، تولیدی، صنعتی، معدنی و... (تولید، اختراع، اکتشاف، اتفاق و... )؛

ج) صحن علنی اجتماع در تمام سطوح و ابعاد (تولید، اختراع، اکتشاف، اتفاق و... بازخورد، بازتاب و نتایج منفی و مثبت تصمیمات و اقدامات همچنین برخوردها و اتفاقات).

جامعه در تمام سطوح و ابعاد، خاستگاه و برآمدگاه پیام است. حال این پیامها «چقدر». «چگونه و چطور» به مخاطب منتقل می شود، بحثی دیگر است که به صورت اشاره بدان پرداخته شد. منتهی سؤال مهم این است که کدام رسانه توان جمع آوری، داده پردازی، پردازش، دسته بندی و ارائه این همه پیام را به مخاطب دارد؟! البته درصدد پاسخ مستقیم به این سؤال نیستیم و این مجموعه نیز با این هدف پی گرفته نمی شود. منتهی سوالی است که نیازمند پاسخ است و حیات این سؤال در ذهن دارای کارکرد مثبت است. برای داشتن تصویر ذهنی مناسب، بهتر است شکلی از حوزه های تولید خبر ترسیم شود.

بسیج رسانه است شکل 1.PNG

در این شکل می توان به نوع تأثیرات پی برد. برخی بر سطوح دیگر با واسطه تأثیر دارند که می توانند بدون واسطه هم مؤثر باشند. اما تمام سطوح دارای تأثیر بر یکدیگر می باشند. ما در این بحث به دنبال نوع و میزان تأثیرات هر کدام بر دیگری نیستیم، بلکه صرف دریافت تأثیر کفایت می کند تا فرضیۀ ما دال بر «رسانه بودن بسیج» مورد توجه واقع شود. وقتی تمام سطوح با لحاظ داشتن سطح و جایگاه خود بر دیگر ابعاد و سطوح مؤثرترند و متأثرند، آیا می شود که یک سامانۀ فکری، فرهنگی و اندیشه ای که دارای ساختار و سازمان هم می باشد و حوزۀ حضورش تمام سطوح و ابعاد، پیام خبر و مؤثر و متأثر است دارای کارکرد خاص نباشد؟!

دگرگونی خبر در چرخۀ انتقال

«برای هر کس تجربۀ شرکت در چرخۀ پیام رسانی پیش آمده است. به این معنا که مثلا شاهد صحنۀ تصادف یک نفر با اتومبیلی باشد و آنچه را دیده است برای دیگری نقل کند. شنونده به نوبۀ خود شنیده های خود را برای نفر بعدی نقل می کند و این چرخۀ انتقال پیام، ادامه می یابد. اما وقتی اتفاقاً موضوع تصادف برای نفر اول بازگو می شود (یعنی چرخه به نقطه شروع باز می گردد) شاهد نخستین صحنه، در اصل موضوع دگرگونی بسیاری می بیند. چه پدیده ای روی داده است؟ هر پیام گیرنده به تناسب علاقه ها، طرز فکرها، آرزوها، تجربه ها و ذهنیت های خود چیزی بر اصل پیام افزوده یک کم کرده است. حال آنکه اصل رویداد، یکی است. در این چرخه، هر پیام گیر به عنوان یک دروازه بان خبر عمل کرده است». (قاضی زاده، 1379، ص9)

در روند انتقال اخبار چیزی به نام دروازه بانی خبر بر مبنای پدیده های تأثیر گذار بر آن اعمال می شود. این پدیده های تأثیر گذار عبارتند از: «سانسور»، «گروه های فشار»، «گرایش و سلیقۀ فردی »، «گرایش گروهی»، «محدودیت امکانات »، «محدودیت زمان» و «محدودیت کارکرد (فضا و حجم)».

هر کدام از این پدیده ها بر اساس دلایل و مسائلی خاص بر روند انتقال پیام و خبر تأثیر گذارند. از سلیقۀ فردی گرفته تا منافع گروهی، حزبی، نداشتن بودجه و اعتبار لازم، پایین بودن فرصت زمانی لازم برای انتقال مطلوب خبر و پیام و.... «دروازه بانی» خبر موضوعی است که به تجربه ثابت شده و در خصوص نوع و میزان آن نیز پژوهش صورت گرفته است. در رسانه های مختلف نیز می تواند این تأثیر متفاوت جلوه کند که مسلّماً در فهم پیام از سوی مخاطب تأثیرگذار خواهد بود. حال به این نکته توجه کنید که خواست، سلیقه، منافع، گرایش، اهداف، برنامه، گروههای با منافع متفاوت و... بروند انتقال یک پیام تأثیر گذار باشند و در کنار همۀ این تأثیرات یک رسانه ای هم موجود باشد که براساس دلایلی که ذکر خواهد شد، در انتقال پیام، تأثیر گذاری پدیده های اشاره شده را به حداقل ممکن برساند. کارکرد آن رسانه چگونه خواهد بود؟!

مؤلفه های رسانه بودن بسیج

پدیدۀ پیام که از تمام سطوح و ابعاد ساختارهای اجتماع برمی خیزد، در شرایطی امکان پوشش جامع و کامل می یابد که در تمام این سطوح و ابعاد، عناصر خبرگیر و انتقال دهنده حضور داشته باشند و فعالیت کنند. اینگونه حضور و فعالیت، مطمئناً برای هیچ رسانه ای امکان پذیر نیست که هم بتواند در جمع آوری تلاش نماید و هم در انتقال، آن هم با پوششی جامع و کامل! اما بسیج در تمام این سطوح و ابعاد حضور دارد و فعالیت می کند و در جریان انتقال پیام مؤثر است و تأثیر آن نیز بنا به دلایلی که بدان خواهیم پرداخت از نوع خاص و قابل اعتناست.

بسیج رسانه است شکل 2.PNG

با توجه به شکل فوق، بسیج در تمام سطوح تصمیم ساز، مجری و بازخوردها حضور و نقش دارد. بنابراین، وقتی پدیده ای در تمام سطوح و ابعاد، وسعت حضور دارد و عمق این حضور نیز مشارکت و کیفیت بخشی به تصمیمات و اجرائیات است و در مورد بازخوردها و بازتابها نیز با حساسیت خاص برآمده از جایگاه ایمانی، اخلاقی و ارزشی او احساس مسئولیت می کند تا به نحو مطلوبی به سطوح تصمیم ساز و مجری منتقل شود، رسانه ای است که در مورد آن باید تأمل و در مسیر تحقق اهداف کلان کشور روی آن حساب و برنامه ریزی کرد.

مؤلفه های دیگری نیز وجود دارد که نقش رسانه ای بسیج را بیشتر نمایان می کند که آنها را برمی شماریم.

1- بسیج محل آمد و رفت اعضاست؛

2- اعضا بدون هیچ محدودیت صنفی، تحصیلی و جنسی متعلق به تمام سطوح جامعه می باشند؛

3- در بسیج اصل دریافت و ارسال خبر جزء وظایف سازمانی است؛

4- تأثیرگذاری و نقش پذیری به خصوص در نسبت با رویدادها که کنش فعالانه دارد؛ 5- وجود برنامه های فرهنگی، علمی و آموزشی مانند روزنامه دیواری، مجله، کتابخوانی و جلسات توجیهی؛

6- وجود فعالیتهای فرهنگی، مذهبی، گردشی و متمرکز، مانند کلاسهای قرائت قرآن، روضه خوانی، دعا و زیارت؛

7- به طور متوسط در هر خانواده ای یک نفر عضو بسیج است؛ یعنی در نهاد اصلی شکل دهندۀ اجتماع؛

8- تعامل رسانه های جمعی با بسیج به دلیل پاسخگویی به نیازهای مخاطبان خود؛

9- استقرار رده های بسیج در مراکز دارای ویژگی رسانه مانند مسجد، مدرسه، دانشگاه، اداره، شرکت، کارخانه، اتحادیه، صنف و... ؛

10- شکل گیری نمادهایی در حوزۀ سازمان و تفکر بسیج که در جامعه شناخته شده است و کارکرد ارتباطی دارد، مثل چفیه، سربند، پلاک و... ؛

11- همچنین سطوح ارتباطی در این حوزه فکری و سازمانی شامل :

الف) اساتید حوزه و دانشگاه، مهندسان، فرهنگیان و پزشکان؛

ب) مدیران دستگاههای دولتی، شرکتها، کارخانه ها و اتحادیه های صنفی؛

ج) کارمندان، کارگران و بازاریان؛

د) دانش آموزان و دانشجویان؛

ه) کشاورزان، بنّایان، کارگران عمرانی و... ؛

و) بانوان

ز) اصحاب رسانه ها و عناصر فرهنگی، هنری؛

ح)....

سطوح و اشکال اطلاع رسانی بسیج

حوزۀ «دربرگیری» مخاطبان از سوی بسیج یا به تعبیری دیگر دایرۀ دامنۀ دربرگیرندگان داده های اطلاعاتی بسیج، وسیع و همه شمول است. اگر در یک فرایند تعریف شده این کارکرد مورد توجه واقع شود، در موقع لزوم می تواند سیطرۀ هرگونه رسانه ای را در هم بشکند و با کارکردهای برتر خود به تمامی نیازهای مخاطبان پاسخ گوید. این دامنۀ وسیع و همه شمول در سطوح مختلف قابل تقکیک و شناسایی است که البته می تواند با کارکرد های عمدتاً متفاوت هم باشد:

الف) سطح ساختار سازمانی که می تواند جنبۀ کارکردهای امنیتی داشته باشد؛

ب) سطح سامانۀ فکری و اندیشه ای که تمامی واجدین افکار بسیجی را شامل می شود و علاوه بر کارکرد خاص می تواند در موضوعات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و هنری عمل کند؛

ج) سطح مخاطبان تحت نفوذ شامل نمازگزاران مساجد، کارمندان ادارات، کارگران کارخانه ها، صنوف و بازاریان اتحادیه ها، دانش آموزان مدارس، دانشجویان دانشگاهها، اساتید حوزه و دانشگاه و... با کارکرد عام؛

د) تمامی افراد جامعه از سطح خانواده تا محیط کار و کارخانه و بازار، کوچه و خیابان و ورزشگاه و....

این کارکردها به خصوص در بخش عام و اجتماعی، در کنار نماد و نشانه های بسیج که حتی مخالفان نیز در صداقت، اخلاص، ایثار و... آن شک ندارند، در فکر سازی و جهت دهی افکار عمومی، قدرت و توانایی فوق العاده آی دارد.

به طور کلی بسیج در سه سطح می تواند نقش رسانه ای خود را ایفا کند:

1- سطح نیازهای امنیتی ساختار و سازمان که دارای ساز و کار خاص خود است و همواره نیز وجود داشته است. این سطح با کارکرد خاص خود در خدمت اهدافی چون: امنیت ملی، آرامش اجتماعی، مقابله با حوادث طبیعی و غیرطبیعی و دشمنان داخلی و خارجی است. بهره مندی رسانه ای از بسیج، که مسلما با آموزش، برنامه، سازماندهی و... همراه است این سطح را می تواند به طور چشمگیری تقویت کند.

2- سطح سامانۀ فکری و اندیشه ای؛ سطح یک، بیشتر مدیران و فرماندهان حوزه اطلاعات را شامل می شد و جنبۀ خاص داشت اما این سطح، تمام بسیجیان را شامل می شود که عموماً در محلهای رده های بسیج تردد می کنند. این سطح را می توان در سامانه ای چند وجهی طراحی کرد.

الف ) انتشار روزنامه ای ویژۀ اعضای بسیج که می تواند به دو شکل متمرکز و غیرمتمرکز منتشر شود؛ یعنی در صورت داشتن ساز و کار توزیع از مرکز، آن را در مرکز منتشر کرد و در غیر این صورت، به جهت سرعت انتشار اطلاعات و اخبار، در مرکز تهیه و طراحی کرد و به وسیلۀ سامانه های ارتباطی نوین در مراکز استانها به صورت همزمان چاپ و توزیع نمود.

ب) ایجاد و ساماندهی شبکه اطلاع رسانی نوین «اینترنت» ویژۀ عناصر بسیجی به همراه کد و رمز لازم.

این دو روش متمرکز در مراکز رده های مختلف بسیج کار اطلاع رسانی به اعضا را انجام می دهد و در ارتباط گیری اعضا با رده ها نیز تاثیر مثبت می گذارد. چون بسیجی به حسب نیاز به اطلاعات روز، جهت حضور بیشتر و مرتب تر در ردۀ بسیج مربوط ترغیب می شود و نباید فراموش کرد که سطح اطلاعات و اخبار نیز به دلیل خاص بودن مخاطب باید متفاوت باشد.

3- در این سطح به روش سطح دو، با ایجاد شبکه ای رادیویی اینترنتی می توان تمام جامعه را مورد خطاب قرار داد.

رسانه بسیج ویژگی هایی دارد که آن را از بعضی جهات ممتاز کرده است. رسانه ها اصولا در انتقال پیامها جانبدارانه عمل می کنند؛ یعنی گذشته از تأثیرهایی که پدیده دروازه بانی خبر به وجود می آورد، به طور کلی در انتقال هرگونه پیام، اهداف خاصی را دنبال می کنند. اصل هدفمندی رسانه در ارسال پیام، اصلی پذیرفته شده است. حال این هدفمندی چه و چگونه باشد جای خود دارد، که البته بنا به دلایل متعدد از جمله ناهمخوان بودن گرایش فکری تهیه وارسال کنندۀ خبربارسانۀ مربوط، غافل بودن عنصرتهیه وارسال کننده و... ، می توانند در دگرگونی پیام تاثیری متفاوت داشته باشند.

یکی از دغدغه های همواره مطرح از سوی صاحب نظران و مؤثران متخصص در علوم ارتباطات اجتماعی، مردم و مؤثران حوزه های صنفی جامعه، انتقال توأم با «سلامت» اخبار، اطلاعات، رویدادها و... می باشد. انتشار و انتقال «جهت دار » اطلاعات، اخبار، رویداد ها و تحولات می تواند روند افکار عمومی را دستخوش تغییرات جدی قرار داده یا سیر تصمیم سازی و تصمیم گیری مدیران را دگرگون سازد. در نتیجه پیامدهایی به بار آید که مطلوب جامعه نباشد. از این منظر، شاخصها و ارزشها مؤثر بسیج و بسیجیان که می تواند در انتقال سالم و به دور از جهت گیری اخبار، اطلاعات و... کمک کند. در جدول صفحه بعد برشمرده شده است.

بسیج رسانه است جدول.PNG

سازمانی با نیروهایی که دارای این ویژگی های عمیق و ارزشمند می باشد، می تواند با نقشی سالم در چرخه و گردش عادلانۀ اطلاعات و اخبار، مؤثر واقع شده و از حجم دغدغه های موجود در خصوص چرخۀ صحیح اطلاعات، بکاهد و در مواقع حساس و بحرانی نیز خلا ناشی از آسیب پذیری رسانه های دیگر را پر نموده و عملیات روانی دشمن را در نبرد روانی ای که در حوزۀ افکار عمومی انجام می دهد خنثی ساخته یا از تأثیرات آن بکاهد. ویژگی ها، مبانی و اصول حاکم بر بسیج و بسیجیان، از این رسانه پدیده ای ساخته است که آسیبهای انتقال پیام و خبر را به شکل چشم گیری کاهش می دهد و گاه به صفر می رساند، اما اصل هدفمندی بر آن حاکم است که دیگر این هدف بخشی، گروهی، حزبی، فردی و سلیقه ای نیز نیست، بلکه هدفی واحد و در جهت آرمان انقلاب اسلامی را پی می گیرد که موفقیت نظام مقدس جمهوری اسلامی است و این موفقیت حاصل نمی شود مگر به تأمین نیازهای طبیعی و اساسی افراد جامعه با رویکرد تعالی بخشی به کرامت انسانی، در اعتقادی آخرت بینانه و معاد اندیش.

کارکرد رسانه ای بسیج و الزمات آن

بحث مهم، پیچیده و پرهزینه در موضوع اطلاع رسانی، کار جمع آوری اخبار و اطلاعات است. جمع آوری اخبار و اطلاعات از سویی نیازمند حداقلی از اطلاعات، آموزش و آگاهی علمی می باشد که باید فرآیند خود را طی کند، منابع لازم تهیه و ارائه گردد تا مهارت مورد نیاز حاصل شود. این مهم به سه شکل و بخش در شرایط کنونی بسیج وجود دارد که نیازمند تقویت و هدایت و ساماندهی و شکل دهی سامانۀ مرکزی است: 1- عناصر و بخشهای مرتبط با مبادی اطلاعات که همواره تلاش لازم را انجام می دهند.

2- واحدهای فرهنگی رده ها که به دو مناسبت در این حوزه فعالیت دارند :

الف ) بحث خبررسانی و ارائه عملکرد ردۀ خود به مخاطبان مختلف به وسیلۀ رسانه های درون سازمانی و برون سازمانی، مانند روزنامه ها، مجلات، رادیو و تلویزیون در سطوح محلی، منطقه ای و ملی؛

ب) انتقال گزارش عملکرد ردۀ خدمتی خود به رده های بالاتر در تقاضای دوره ای برای عملکرد ماهانه، سه ماهه، شش ماهه و یک ساله.

3- عناصر خبرنگار رسمی، نیمه رسمی و افتخاری مرتبط با رسانه های موجود در سطح بسیج که عموما در بخش یا محدودۀ محل حضور و تردد خود اقدام به جمع آوری اطلاعات و اخبار و انتقال آن به روزنامه ها و مجلّات مربوط کنند.

مستلزم این سه بخش آموزش، سازماندهی و هدایت تخصصی و اتصال به سامانه ای متمرکز است تا کار جمع آوری و انتقال اخبار را با جدیت بیشتر مورد توجه قرار داده، در سامانۀ متمرکز خبرگیری یا جمع آوری، در فرآیند آماده سازی، طبقه بندی و انتشار در حوزه های مورد نظر قرار گیرد.

پس از جمع آوری اخبار، اطلاعات و رویداد های مختلف در زمانهای متعدد قابل پیگیری، نظام پردازش برای انتقال و انتشار مناسب در مجاری مورد نظر با به کارگیری عوامل و عناصر حرفه ای متخصص در حوزۀ علوم ارتباطات اجتماعی اقدام به انجام فرآیند آن می کند که مسلما به بخشهای مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، هنری، ورزشی، نظامی و امنیتی تقسیم می شود. آنگاه با طبقه بندی آن، خبر و اطلاعات مربوط به هر طبقه وارد مجرای انتقالی خود می گردد. جهت انتشار در حوزۀ مورد نظر، مسلماً «پیام» ها متناسب با ابزار و رسانه ای مورد نظری که قرار است در سامانه منتشر شود آماده سازی و ارائه می گردد.

نتیجه

نگاه رسانه ای به بسیج با توجه به ویژگی های آن می تواند دو کارکرد مهم، مؤثر و اساسی داشته باشد:

1- به طور معمول و در شرایط عادی، تلفیقی بین رسانه های ما بعد سنتی و سنتی شکل می گیرد که خود نوعی خاص و متفاوت از رسانه است که می تواند با توان، قدرت، اطمینان و اعتماد بالایی در افکار عمومی مؤثر واقع شود.

2- در مواقع بحران این رسانه می تواند هم خلأ ناشی از کاهش کارکرد رسانه های درونی را پاسخ بگوید و هم در خنثی سازی عملیات روانی دشمن از بیرون کارکرد داشته باشد. امّا میزان تاثیر کارکرد دوم مستلزم ایجاد شرایط، تمرین و جهت دهی به افکار عمومی در شرایط کارکرد اول است که زمینه های ایجاد اطمینان و اعتماد هم به شکل قابل توجهی مساعد می شود.

کارکرد رسانه ای بسیج مستلزم این است که :

الف) در درون بسیج شبکه اطلاع رسانی قوی جهت انتقال اخبار و تحلیل ها در رابطه با رخداد های محیط درونی و بیرونی و بین المللی وجود داشته باشد؛

ب) سؤالات درون سازمانی به صورت سازمان یافته کشف و پاسخگویی شود؛

ج) سؤالات بیرون سازمانی و محیط اجتماعی به صورت سازمان یافته کشف و پاسخ داده شود؛

د) به صورت سیستماتیک سطح تماس اجتماعی بسیج توسعه یابد تا بتواند به انتشار پیام دست بزند؛

ه) تحرک انتقال اطلاعات به صورت عمودی و افقی در بسیج افزایش یابد.

در این صورت می توان از بسیج کارکرد یک رسانۀ زنده اجتماعی را نیز انتظار داشت.

منابع:

1- امام خمینی (1379)؛ صحیفۀ امام، جلد 21، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ سوم.

2- ترابی، سید مصطفی و روحی، نبی الله (1379)؛ بسیج در پرتو قانون، آیه  سازمان تحقیقات خودکفایی بسیج.

3- حبی، محمدباقر و عبدالملکی، هادی (1380)؛ بسیج فرهنگ نوظهور فراروی انسان، فرهنگ جاودان (مجله تخصصی بسیج کارمندان، کارگران و اصناف کشور، سال اول، شماره 1 (پاییز).

4- حشمت زاده، محمد باقر (1379)؛ ارتباطات و امنیت ملی در جنگ ایران و عراق، تهران، مرکز مطالعات وتحقیقات جنگ.

5- روشه، گی (1375)؛ تهران، نشر نی.

6- زورق، محمد حسن(1368)؛ مبانی تبلیغ، تهران، سروش.

7- ساروخانی، باقر (1379)؛ جامعه شناسی و ارتباطات، تهران، اطلاعات

8- عمیدی، عبدالله (1385 )؛ «آشنایی با خبر نویسی»، فرهنگ جاودان (واحد رسانه ای سازمان بسیج کارمندان، کارگران و اصناف)

9- فرقانی، محمد مهدی (1382)؛ درآمدی بر ارتباطات سنتی در ایران، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها.

10- قاضی زاده، علی اکبر(1379)؛ ویراستاری و مدیریت اخبار، تهران، مؤسسه انتشاراتی روزنامۀ ایران.

11- بسیج و تفکر بسیجی در آیینۀ نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی (1382)، کتاب 13، مؤسسۀ فرهنگ قدر ولایت.

12- مشیرزاده، حمیرا (1381)؛ درآمدی بر جنبش های اجتماعی، تهران، پژوهشکده امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی.

13- مک کویل، دنیس (1382)؛ درآمدی بر نظریۀ ارتباطات جمعی، ترجمۀ پرویز اجلالی، تهران، مرکز مطالعات رسانه ها.




پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید