جزییات خبر

حب شهادت چیست؟

(شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷) ۱۱:۳۰

شهادت فی نفسه نزد پیامبر صلی الله علیه واله و ائمه علیهم السلام و اولیا خدا دوست داشتنی است; یعنی قطع نظر از اینکه کسی آرزوی شهادت بکند یا نکند و یا اینکه تحقق چنین امر مهمی فراهم آید یا نیاید، اولیای خدا شهادت را محبوب خود می دانسته اند...

نوید شاهد: شهادت فی نفسه نزد پیامبر صلی الله علیه واله و ائمه علیهم السلام و اولیا خدا  دوست داشتنی است; یعنی قطع نظر از اینکه کسی آرزوی شهادت بکند یا نکند  و یا اینکه تحقق چنین امر مهمی فراهم آید یا نیاید، اولیای خدا شهادت را محبوب خود می دانسته اند، چرا که شهادت نزد محبوب دوست داشتنی است و  بر محب است که هر چه محبوب دوست دارد، دوست داشته باشد و حب و  دوستی چیزی جز این نیست. از همین روست که پیامبر صلی الله  علیه وآله، ائمه علیهم السلام و همه اولیای خدا در سخنان خود به نحوی دوستی و شور و  اشتیاق خود را به آن ابراز داشته اند. این امر مختص به زمان جنگ هم نیست  بلکه دوست داشتن شهادت و علاقه به کشته شدن در راه خدا، همواره باید یکی از مطلوب ها و گزینه های هر محبی باشد تا صداقت و دوستی خود با خدا را ثابت  کند. پیامبر اکرم صلی الله  علیه وآله بارها به این مسأله اشاره کرده اند. ایشان  می فرماید:  کشته شدن در راه خدا برایم دوست داشتنی تر از این است که تمام  دنیا مال من باشد.(1)

رسول خدا صلی الله  علیه وآله شهادت را به حدی دوست داشتنی می دانند که  با اشتیاق سوگند می خورند که حاضرند شهید شوند، مجدداً چند بار زنده شوند  و به شهادت برسند لذا در کلام دیگری میفرماید: اگر دوری و فراق من برمومنان گران نمی آمد در همه جنگ ها  شرکت می کردم و هیچ سریه ای را بی حضور خود روانه نمی کردم و  سوگند به آنکه جانم در دست اوست دوست دارم که در راه خدا به  شهادت برسم و دوباره زنده شوم و دوباره به شهادت برسم باز زنده  شوم و باز به شهادت برسم.(2) و در حدیثی دیگر اشاره شده است که دوست دارم این عمل تا هفتاد بار تکرار شود این بیان نشانگر اهمیت و مطلوبیت شهادت نزد حضرت است.

حضور پیامبر صلی الله  علیه وآله در جنگهای صدر اسلام، خود نشان از اشتیاق پیامبر صلی الله  علیه وآله به شهادت در راه خداست و این اشتیاق به شهادت که به عبارت  دیگر اشتیاق دیدار یار و محبوب است در میان همه ائمه علیهم السلام و اولیا خدا وجود شده است.

 حضرت علی علیه السلام بعد از آنکه در محراب عبادت بر  فرق مبارکش ضربه وارد آمد و در بستر افتاد، فرمود: سوگند به خدا هرگز مرگ بر من غلبه نیافت و این گونه نبود که مرگ  به ناگهانی مرا برباید بی آنکه من آماده باشم. اصلا مرگ برای من  امر مکروه و ناپسندی نبود که ناخواسته مرا فرابگیرد بلکه من چون  تشنه ای بودم که همواره منتظر مرگ و شهادت در راه خدا بودم. من  همواره جویای مرگ و کشته شدن در راه خدا بودم که اکنون به  مطلوب خودم رسیدم.(3)

حضرت علی علیه السلام در موارد زیادی به این نکته اشاره کرده و شور و اشتیاق خود را به دیدار محبوب نشان داده است. آن حضرت در یکی از سخنان  خود می فرماید:  همانا مرگ آخرین و بالاترین محبوب من برای رسیدن به محبوب واقعی است.(4)  و یا در جایی دیگر ضمن بیان حقانیت خود و حقانیت راهی که برگرفته است، می فرماید:  سوگند به خدا راه من راه حق و حقیقت است و در این راه من  دوستدار شهادت و کشته شدن در راه خدایم.(5) حضرت علی علیه السلام در فرازی دیگر از سخنان خود ضمن تصریح به  بی وفایی افراد زمان خود و شکوه از عدم حمایت و یاری آنها می فرماید:  سوگند به خدا که اگر نبود که مشتاق شهادتم و خودم را برای کشته  شدن در راه خدا آماده و مهیا کرده ام، راضی نمی شدم حتی یک روز  با این افراد در یک مکان حضور داشته باشم و با آنها در یک اردوگاه باشم بلکه آنها را رها می کردم.(6)

همین مضمون را حضرت در فراز دیگری به این صورت بیان می دارد که:  سوگند به خدا اگر نه این بود که هر لحظه در آرزوی شهادت و کشته شدن در راه خدا به سر می برم ـ و از خدا می خواهم که هر چه زودتر  به این هدف و آرزوی خود نایل شوم ـ افسار شتر خود را می گرفتم  و آنقدر از شما دور می شدم که فاصله میان من و شما بعدالمشرقین  باشد و تا دنیا بر پا است سراغی از شما نمی گرفتم.(7)

بنابراین با توجه به این اظهارات صریح می توان گفت یکی از داعیه های  اساسی حضور امام علی علیه السلام و پیامبر صلی الله  علیه وآله در جنگ ها شور و  اشتیاق به شهادت است. چراکه شهادت راهی مطمئن و کوتاه به سوی هدف و دیدار یار و لقا محبوب است . مسلماً راههای زیادی برای رسیدن به این هدف  وجود دارد که هر یک لوازم خاص خود را می طلبد دراین میان راه شهادت  دستیابی به این هدف مهم را در کوتاهترین فرصت، ممکن می کند و تنها لازمه  آن داشتن نیت صادق و تنها فرایند آن معامله با پروردگار در یک رویارویی با  دشمنان خداست که در آن انسان جان و مال خود رابه پروردگار تقدیم کرده و از  وی حیات جاودان و ورود به بهشت برین را درخواست می کند. حضرت در کلام دیگری می فرماید:  انسان مومن اگر بیدار و هوشیار باشد همواره منتظر احدی  الحسنیین (یکی از دو نیکویی یعنی جهاد یاشهادت)است.(8)

مومن همیشه آماده است تا در راه خدا جهاد کند و در این راه کشته شود یا  دشمنان خدا را بکشد. در همین جا باید گفت که شور و شوق پیامبر  صلی الله  علیه وآله و ائمه علیهم السلام به معنای این نیست که آنان صرف کشته  شدن و راحت شدن از دنیا را هدف خود در جنگها قرار داده بودند بلکه  همچنانکه حضرت علی علیه السلام می فرماید شهادت و پیروزی هر دو از  انتخاب ها و گزینه های نیکویی است که مطلوب حق و اولیا خدا می باشد و همچنان که در فلسفه جهاد مطرح است جنگیدن با دشمنان خدا برای رفع  موانع و طرد مزاحم صورت می گیرد. بنابراین اصل در جهاد بر این است که  دشمن را نابود ساخته و پیمودن مسیر حق و حقیقت را برای بندگان خدا هموار  کرد. اما اگر کسی دراین مسیر کشته شود، در حقیقت نوعی وصول به هدف و  مقصد است. پس همچنانکه کشتن و پیروزی از نیکویی ها و مطلوب ها است .

کشته شدن و شهادت نیز از مطلوب ها و یکی از دو نیکویی مرتبط با جنگ است. البته باید توجه داشت که حسن ها و خوبی ها محدود در این دو مورد یعنی شهادت و یا پیروزی نیست. بلکه این دو مورد در ارتباط با جنگ معنا پیدامی کند و الا طریق پیمودن مسیر حق فراوان بلکه به عدد انفس است. حضرت  علی علیه السلام در جایی دیگر، فلسفه دوستی و حب شهادت را نیز بیان  می کند. از آن حضرت سوال شد که چرا دیدار پروردگارت را دوست داری؟ حضرت فرمود:زیرا دیدم خداوند دین فرشتگان و پیامبران خود را به من ارزانی داشته است. فهمیدم که خدایی که مرا تا این حد کرامت و بزرگواری بخشیده، هرگز مرا فراموش نخواهد کرد. از این رو بود که مشتاق دیدار روی محبوب و لقای پروردگارم شدم.(9)

این سخن حضرت را می توان اینگونه تفسیر کرد که لطف خداوند در حق  مومنان از طریق هدایت و در مسیر حق قرار دادن آنها نوعی حیات و هستی  است. یعنی کسی که در طریق دین الهی و در مسیر پیامبران و فرشتگان گام  برمی دارد در حقیقت به نوعی حیات جاودانه دست یافته است که به دلیل واقع  شدن در ظرف دنیا دارای محدودیت های خاص خود است و تنها کسی که  می تواند انسان را از این محدودیت ها نجات دهد همان کسی است که چنین  لطفی را در حق انسان کرده است و او را هدایت کرده تا در مسیر اصلاح خود و جامعه گام بردارد .بنابراین ایمان آوردن وگام نهادن در مسیر حق و هموار کردن  این مسیر برای دیگران نوعی حیات است . شاید آیه 24 سوره انفال دلالت بر همین داشته باشد. خداوند در این آیه می فرماید:  ای کسانی که ایمان آورده اید چون خدا و رسول خدا شما رابه امری دعوت کنند که در آن امر حیاتو هستی شماست، دعوت خدا و  پیامبرش را لبیک گویید.(10)  

این تنها خداوند است که می تواند به انسان رهایی و آزادی جاودانه عطا کند و  شرط رسیدن به چنین آزادی جاودانه ای رهایی از محدودیت های این جهان  هستی است. رهایی از این محدودیت ها یعنی رسیدن به جهان نامحدود و جان  جهان یعنی خداوند تبارک و تعالی و مسلماً یکی از باارزش ترین شیوه های  رهایی از این محدودیت شهادت و کشته شدن در راهی است که محبوب خدا و اولیای است.

انتهای متن/ح

*** برگرفته از کتاب شهید و شهادت در ادعیه و زیارات /علی اکبر علیخانی، مرتضی بحرانی، نشرشاهد، 1380.
مآخذ:

-لأن اقتل فی سبیل الله احبّ الیّ من ان یکون لی اهل الوبر و المدر . سنن نسایی،به شرح حافظ جلال الدین سیوطی(بیروت:داراحیاءالتراث،1930)ج 6،ص 33
مکی قاسم البغدادی،پیشین،ج 1،ص 285.
- والذی نفسی بیده لوددت ان اقتل فی سبیل الله ثم احیاء، ثم اقتل، ثم احیاء، ثم اقتل،ثم احیاء، ثم اقتل. مکی قاسم البغدادی، پیشین، ج1، ص285;
جلال الدین سیوطی پیشین، ج6،ص32; ابوالحسن مسلم بن الحجاج بن مسلم القشیری، صحیح مسلم(بشرح نووی) (بیروت، داراحیاء التراث العربی،1392)،ج 13،ص 20.
- اللهم... اسالک ان تصلی علی محمد وآل محمد وان تجعل اسمی فی السعداء وروحی مع الشهداء واحسانی فی علیین واسائتی مغفورة. الصحیفه السجادیه الجامعه، ص 39وص 25وص 278 ;تقی الدین الکفعمی،البلدالامین،ص 283وص 314وص 325 ;تقی الدین الکفعمی،المصباح فی الادعیه،ص 840 ;شیخ ابی جعفرطوسی،پیشین،ص 629; عبدالحسین طالعی،پیشین ،ص 208.
-نبیل شعبان،پیشین،ص 61 ;تقی الدین الکفعمی،المصباح فی الادعیة،ص 474(عن الرضاعلیه السلام).
-اللهم...فان کان آخرشهر صمناه فاختم لنافیه بالسعادة والشهادة والبرکة  والرحمة والقبول.الصحیفة السجادیة الجامعة،ص303.
- والله ما فجانی من الموت وارد کرهته و لا طالع انکرته و ما کنت الا کقارب ورد و طالب وجد.عزالدین ابوحامدالمدائنی (ابن ابی الحدید)پیشین،ج 17،ص 6.
- ان احب ما انا لاق الیه الموت.همان،ج 10،ص 66،خ 156.
- فوالله انی لعلی الحق و انی للشهادة لمحب.همان،ج 6،ص 99.
- فوالله لولا طمعی عند لقاء عدوی فی الشهادة و تؤطینی نفسی عند ذلک لاحببت الا ابقی مع هؤلاء یوماً واحداً.همان،ج 6،ص 93.
- والله لولا رجایی الشهادة عند لقایی العدو ـ و لو حم لی لقاؤه ـ لقربت رکابی ثم شخصت عنکم فلا اطلبکم مااختلف جنوب و شمال.همان،ج 7،ص 285،خ
- المؤمن الیقظان ینتظر احدی الحسنیین.مکی قاسم البغدادی،پیشین ،ج 1،ص 35 و ص 288- سئل امیرالمؤمنین علی علیه السلام بماذا احببت لقاءالله؟ قال علیه السلام: رأیته قداختار لی دین ملائکته و رسله و پیامبرانئه، علمت ان الذی اکرمنی بهذا، لیس ینسانی فاحببت لقاءه. محمدباقرالمجلسی،پیشین،ج1،ص287 و ج 6،ص 127.



پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید